در حقیقت منشا ظهور مذاهب، ادبیات، زبان، و هنرهای مختلف و فلسفه های اخلاقی و مذهبی و متافیزیکی را میتوان در نقاط مختلف جهان مانند چین، هند، خاورمیانه، مصر، و همچنین در یونان قدیم جستجو نمود که همراه ظهور اجتماعات بشری پدیدار گردیده و همراه سیر زمان راه ترقی و تکامل پیموده اند. چنین نظریه ای نهضت مسیحیت را نیز در بر میگیرد.
در واقع، در رم، در همین زمان یک دستگاه فلسفه تازه بوجود آمد که مبنی و اساس آن اولا تجارب سیاسی خود دولت رم، و دوما سیستم حقوقی و قضائی معمول در رم بود. اما فلسفه یونانی نیز به نحو کامل در آن نفوذ یافت و از ترکیب این سه عنصر بود که فلسفه رمی بوجود آمد، یا به عبارت دیگر، میتوان چنین گفت که مقدمه ظهور فلسفه سیاسی در رم، در همین زمان است.
ناديده گرفتن اين بعد مهم از سياست غرب که در يکصد سال اخير روی آن سرمايه گذاريهای هنگفتی کرده است: ايجاد حکومتهای ديکتاتوری و مذهبی تحت فرمان چه عيان و چه پشت پرده، هدفی جز ناآگاه و مصرف کننده نگهداشتن ملل اين خطه نبوده است. به نظر من، ما مثل آن علفی که خود بسيار نرم و شکننده است اما در رشد حتی آسفالت ده سانتیمتری را ميترکاند، به آهستگی...

