غرب: از تاریکی تا روشنایی (شماره چهارده)
احمد رضا طاهری
تاریخ، قرن 13 را یکی از درخشان ترین قرون در اروپا از جهت رواج تحقیقات علمی و فلسفی و نشر دانش میداند. به عبارت دیگر، قرن 13 را مبداء ترقیات علمی در غرب میشمارند.
در این زمان یا حول و حوش این دوره بود که دانشگاههایی چون دانشگاه پاریس در فرانسه و دانشگاه آکسفورد در انگلیس تاسیس شدند. دانشگاهها به سرعت ترقی نموده و مراکز مهم فعالیت علمی و تربیتی و تحقیقات گردیدند. هوشمندترین افراد زمان به عنوان اساتید و معلمین این دانشگاهها به تعلیم و تدریس میپرداختند. آنان به طور منظم و سیستماتیک شروع به مطالعه و تحقیق خصوصا در دو رشته فلسفه و دین نمودند.
علاوه بر دانشگاهها، مدارس بزرگ حقوق نیز تشکیل شد که در آن علم حقوق رم به دقت تدریس میشد: در خلال دو قرن 12 و 13 تحقیق در حقوق رم نیز احیاء گردید.
تمام این جریانات دست به دست هم داده و موجب بیداری مردم اروپا در این دو قرن شد. اولین فعالیت علمی که آغاز گردید عبارت بود از احیاء فلسفه و علوم یونان قدیم بخصوص احیاء آثار ارسطو و ترجمه کتب متعدد تفسیر بر ارسطو که به زبانهای عربی و عبری از طرف دانشمندان عرب و یهود نوشته شده بود.
در اوایل قرون وسطی در جهان اروپا، مردم تنها از کتاب منطق ارسطو اطلاع داشتند و از سایر آثار وی بی خبر بودند. در اوایل فرن 13 به تدریج با سایر آثار علمی ارسطو آشنایی حاصل شد. خلاصه اینکه، آثار ارسطو تاثیر زیادی بر مردم قرون وسطی داشته است، و در واقع اروپاییان آن زمان را، ارسطو با علم فلسفه آشنا میکند. گفته ارسطو را که میگوید "عقل کلید گشایش درب علم به جهان طبیعی است" را میتوان در آن عصر به منزله همان دریچه جدید علم یونانی دانست که از آن زمان تا امروز در میان مردم رایج است.
در اوایل دوره تجدید حیات علم و فلسفه در قرن 13 هدف اشخاص روشنفکر سه چیز بود: (1) در شناسایی فلسفه و آثار ارسطو متخصص و مسلط شوند. (2) فلسفه ارسطو را با سیستم عقاید مسیحیت وفق دهند. (3) یک سیستم جامع از علم طبیعت و علم مذهب بوجود آورند که با یکدیگر سازگاری داشته باشند.
در حوزه سیاست بایستی اعتراف کرد که کلیه کتبی که تا قرن 16 درباره علم سیاست نوشته شده مدیون کتاب سیاست ارسطو است. اما نباید فراموش کرد که فرضیه های ارسطو درباره دولت سیته برای جامعه قرون وسطی زیاد کاربرد نداشته بلکه نیاز به تجدید نظر و وفق دادن با شرایط روز و زمان داشته است.
در هر صورت، تئوری های سیاسی ارسطو بر فرضیه های سیاسی مدرن و معاصر بی تاثیر نبوده است. نکته مهم دیگر اینکه در قرن 13 بطور کلی تمرکز مطالعه دانشمندان علوم انسانی بیشتر به متافیزیک و دین بوده و کمتر به فلسفه سیاسی توجه میشد، اما در قرن 14 تحقیقات بیشتری در فلسفه سیاسی انجام شد.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب تاریخ فلسفه سیاسی دکتر بهاء الدین پازارگاد جلد اول صفحه های 334 – 336 چاپ پنجم 1382 انتشارات زوار.

