تبليغاتX
AHMAD REZA TAHERI - مسیحیت و سیاست: فلسفه سیاسی (20) مارسیل دوپادو
AHMAD REZA TAHERI
POST DOCTORAL STUDIES & DOCTOR OF PHILOSOPHY
26 Jul 2010

مسیحیت و سیاست: فلسفه سیاسی (شماره بیستم) مارسیل دوپادو

(1275 – 1242 ب م)

مارسیل دو پادو (مارسیلیو آف پادوئا) یک دین شناس و پزشک ایتالیایی است که تحصیلات خود را در پاریس به اتمام میرساند. وی زمانی ریاست دانشگاه پاریس را بر عهده داشته، و مدتی هم نماینده پاپ بوده است.

مارسیل به دلیل اینکه در فلسفه خود کلیسا را تحت اختیار دولت قرار داده و به کشیشان مسیحی حمله کرده، میگویند از عموم نویسندگان قرون وسطی میباشد که در این خصوص پیشی گرفته است. بهاء الدین پازارگاد در کتاب خود توضیح میدهد که در طی قرون وسطی تنها چند نفر از فیلسوفان وجود داشته اند که مانند مارسیل بر ضد آزادی روحانیت و مسیحیت قیام نموده و خواستار محدودیت مذهبیون مسیحی شده اند. به همین جهت، بسیاری از طرفداران مذهب بخصوص مذهب مسیحیت، فلسفه مارسیل را ریشه احیای پاگانیسم (خروج از مذهب) دانسته که در قرون بعد از مارسیل در زمان ماکیاولی در ایتالیا به حد اعلای خود میرسد.

از آنجائیکه مارسیل شدیدا تحت فلسفه سیاسی ارسطو بوده است بعضی از نویسندگان زمان مارسیل را جز منحرفین یا به عبارت دیگر جز "منحرفین ارسطوئی" میدانند. بعضی دیگر از نویسندگان مذهبی وی را کافر دانسته اند. برخی از مفسرین سیاسی معتقدند که در آنزمان شهر پادوئا در ایتالیا مرکز عمده تعلیمات ارسطوئیان منحرف بوده است و مارسیل این فلسفه را در آن شهر تحصیل نموده است.

میگویند، مارسیل (مارسیلیو) حقیقت مطلق بودن الهام مسیح را تایید میکند اما آنرا کاملا از فلسفه جدا میداند. وی بر خلاف توماس داکوین معتقد بود که مسائل عقلی و فلسفی با مسائل ایمانی در تضاد است. البته، بعضی از تحلیل گران فلسفه مارسیل معتقدند که مارسیل در اصل هیچ اعتقادی به خدا و مذهب نداشته است اما موقعیت زمان و مکان چنین اجازه ای به وی نمیدهد تا خود را آنچه که هست معرفی نماید.

مارسیل میگوید "مذهب شناسی" چیزی به "علم عقلی" اهداء نمیکند. سعادت این حیات دنیوی بدون کمک خداوند هم تحصیل میشود. میگوید "طبق علم اخلاق ارسطو" تنها حیات اخلاقی برای رستگاری کافی است. به تبعیت از ارسطو تشکیل شهر را ناشی از خانواده میداند. عقل حکم میکند که با اینکه حکومت وسیله صلح و نظم بوده و لازم است، اما به مذهب نیز احتیاج است و مذهب وسیله ای است برای رستگاری ما در حیات آینده.

ولی از طرف دیگر، مارسیل میگوید مذهب (مسیحیت) امری است غیر عقلی که نیمتوان آنرا در امور عقلی دخالت داد. مسائل دنیوی را تنها باید از لحاظ عقلیت و شایستگی عقلی قضاوت نمود، بدون رجوع به ایمان.

وی "قوه مجریه انتخابی" را بر "سلطنت ارثی" ترجیح میدهد. درباره کشیشان مسیحی میگوید چون آنها خود یک طبقه در جامعه محسوب میشوند که وظیفه ایشان انجام خدمات مذهبی است پس مانند سایر طبقات تابع مقررات عرفی بوده و چنانچه تخطی از مقررات کشوری نمایند قابل محاکمه در محاکم عرف خواهند بود. در حوزه حقوق بشری چیزی بنام "جرم روحانی" وجود ندارد. قضاوت این نوع جرائم تنها در آن دنیا و با خداوند است و این نوع کیفرهای مربوط به جرائم روحانی بعد از ورود به قبر انجام میشود. چنانچه یک جرم روحانی مستلزم کیفری ارضی گردد (که البته وقوع چنین امری از طرف بشر امکان پذیر است) چنین جرائم علی الاصول جرمی است بر ضد حقوق بشری یا لااقل چنین تلقی گردیده.

همچنین، مارسیل معتقد است که وظیفه یک کشیش مانند اندرز یک پزشک است. یک کشیش فقط میتواند نقش یک راهنما و معلم را ایفا کند و بس و نمیتواند مردم را به توبه و ریاضت و زور وادار به انجام کاری نماید.

او میگوید برای کلیسا نمیتوان اموال قائل شد. اموال کلیسا حکم مال وفقی دارد که جامعه آن را برای کمک به عبادت عمومی وقف کرده. یک کشیش حق معافیت از مالیات دولتی ندارد مگر در مواردی که جامعه آنرا اجازه داده باشد. وی همچنین مبداء هیراشی کلیسا را "بشر" میداند و نه "خدا." اختیارات کلیسا از حقوق بشری ناشی شده است و نه از حقوق الهی.

میگوید، پاپ و دستگاه سلسله مراتب وی عموما عمال بشری هستند و نمیتوان اجازه داد که تنها پاپ قاضی حل اختلافات مذهبی باشد. باید یک شورای عمومی تاسیس نمود که در آن هم الهام و هم عقل حاکم باشند.

اصل مطلب را میتوانید در این اینجا بخوانید" در عقاید سیاسی مارسیل دوپادو" (فصل چهاردهم)، کتاب تاریخ فلسفه سیاسی، اثر دکتر بهاءالدین پازارگاد، انتشارات زوار، تهران، صفحه های 384 – 401.

سایت شخصی دکتر احمد رضا طاهری  www.ahmadrezataheri.org

 

 

 

Dr. Ahmad Reza Taheri |