ریشه فرضیه حق الهی پادشاه (شماره بیست و یکم)
احمد رضا طاهری
در زمان نشر تحریرات گیوم1 تا حدود یک قرن بعد موضوع مخالفت با قدرت مطلقه پاپ همه جا در تمام مناطق اروپا شایع و موضوع بحث عمومی مردم حتی عوام قرار گرفته بود. این امر در واقع از حالت بحث آکادمیک و تحقیقی خارج شده و به دست مردم افتاده بود. این جریان منتج به نتایجی گردید و به صورتی در آمد که بعدها موثر در تحول اوضاع افتاد و در سیر افکار سیاسی حائز کمال اهمیت گردید.
تجملات و جاه و جلال دربار پاپ نیز مورد انتقاد و حمله شدید قرار گرفت و این انتقاد منتهی به دوره اصلاحات مذهبی گردید. نهضت اعتزالیون (اسکیسم) از 1378 تا 1417 اوضاع را وخیم تر نمود و در افکار اروپائیان تاثیر شدید گذاشت. وجود دو پاپ و بعضی اوقات سه پاپ رقیب یکدیگر که غالبا چیزی بیش از آلت مطامع و رقابتهای سلسله شاهان یا مطامع رقابتهای ملی نبودند و تمام دسایس مذهبی و سیاسی را بر ضد یکدیگر بکار میبردند بر خلاف سابقه و سنت، موجب تقلیل احترام نسبت به پاپ و باعث تضعیف وی گردید. بعلاوه، فساد و رشوه و سوء استفاده در تمام تشکیلات کلیسا رخنه کرده و به شهرت مذهبیون لطمه شدید وارد ساخت.
چنین جریانات و جنبش ها به تدریج حالت ضد کلیسا به خود پیدا کردند و در نتیجه دولت دنیوی را بر خلاف آن تقویت کرد. طرفداران تغییر اصلاح کلیسا در این فکر بودند که برای وارد آوردن فشار به پاپ و کلیسا احتیاج به یک تکیه گاه قوی دارند.
نتیجه آن شد که موثرترین وسیله "شاه و سلطنت اند" که میتوانند مقابل پاپ و کلیسا قرار گیرند.2 به همین علت بود که بعدها مارتین لوتر3 خود را به دامان شاهزادگان آلمانی انداخت و فرضیه حقوق الهی شاه، فلسفه رسمی لوتریانها 4 و انگلیکنها 5 گردید.
اعتقاد اکثر مردم زمان تغییر کرد و این شد که پادشاه نایب خداست و مقاومت با وی ممنوع و مردود است و حتی قدرت اسقف ها نیز ناشی از شخص پادشاه بوده و قدرت شاه مافوق قدرت کشیشان است زیرا قدرت روحانی نه مال لازم دارد و نه احتیاجی به قدرت ارضی دارد.
این استدلال بعدها منجر به ظهور این نظریه شد که شاه رئیس دنیوی کلیسا و پاپ رئیس روحانی آن است. بدین طریق قدرتی که از این جریان ضد پاپ و کلیسا استفاده کرد همان قدرت سیاسی یا دولت دنیوی بود، و اولین نتیجه آزادی کلیسا از قید کنترل سلسله مراتب آن بود که کلیسا را کاملا تحت نفوذ و قدرت شاه قرار دهد.
اما این مسئله در قرون بعدی چنان با موفقیت پیش نرفته است. در هر حال، در آن زمان خاص نشر این افکار ضد کلیسا و ضد پاپ در میان عموم مردم رواج داشت و موضوع بحث توده های مردم بود و تاثیراتی در افکار مذهبی مردم بوجود آورد، یعنی مردم افکاری را پرورش میدادند که از حوزه مذهبی خارج و به سیاست و دولت و رابطه افراد با دولت ارتباط پیدا میکرد.
1. گیوم دوکامGuillaume Doccam یا به انگلیسی ویلیام آف اوکام در سال 1349 ب م درگذشت. او یک فیلسوف اسکالستیک (تابع مکتب تفسیر) بود. وی مخالف پاپ زمان بود و اکثر اوقات دوره زندگی خود را در دربار لوی دوباویر و جانشینان وی میگذراند.
2. جهت اطلاع بیشتر و برای خواندن متن اصلی مراجعه شود به: کتاب تاریخ فلسفه سیاسی، اثر دکتر بهاءالدین پازارگاد، انتشارات زوار، تهران، صفحه های 402 – 421.
3. مارتین لوتر، کشیش و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک تجدید نظر طلب مذهبی بود. او یکی از تاثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی بشمار میرود. لوتر به تاریخ ۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ در آیزلبن آلمان زاده شد و در ۱۸ فوریه ۱۵۴۶ درگذشت.
4. یعنی گرفته شده از افکار مذهبی مارتین لوتر.
5. شاخه ایست از دین مسیحیت.
سایت شخصی دکتر احمد رضا طاهری www.ahmadrezataheri.org

